محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6584
تاريخ الطبرى ( فارسي )
زده بودند ، خبيث اين بازار را مباركه ناميده بود . به موفق گفتند كه اگر اين بازار را بسوزاند ديگر بازارى براى زنگيان نمىماند و بازرگانانشان كه قوامشان بديشان است از نزدشان مىروند و به سبب آن وحشت زده مىشوند و به ناچار امان مىخواهند . موفق مصمم شد كه با سپاهيان از سه سوى آهنگ بازار و اطراف آن كند . به ابو العباس دستور داد كه از يك سمت بازار كه مجاور پل اول بود آهنگ آن كند . به راشد وابستهء خويش نيز دستور داد كه از سمت مجاور خانهء همدانى به آهنگ آن برود . چند سردار از سرداران بردگان سياه خويش را بگفت كه از نهر ابو شاكر به آهنگ آن بروند . هر گروه آنچه را دستور يافته بودند عمل كردند ، زنگيان خبر يافتند كه سپاهها سويشان روان شدهاند و به مقابلهء آنها بپاخاستند ، نبرد بالا گرفت و سخت شد . فاجر ياران خويش را كمك داد . مهلبى و انكلاى و سليمان بن جامع با همه ياران خويش و كمكى كه خبيث فرستاده بود در آن بازار بودند و از آن دفاع مىكردند و به سختى نبرد مىكردند . ياران موفق در آغاز ورودشان به آن محل به يك طرف بازار رسيده بودند و آتش در آن زده بودند كه آتش در بيشتر بازار افتاده بود . و چنان شد كه دو گروه به نبرد بودند و آتش آنها را در ميان گرفته بود . سايبانها كه برآورده بودند آتش ميگرفت و بر سر جنگاوران مىافتاد و مىشد كه بعضيشان را مىسوخت . تا به وقت غروب آفتاب و رسيدن شب چنين بودند ، سپس از همديگر جدا شدند ، موفق و ياران وى به كشتىهاى خويش بازگشتند و فاسقان بنزد طغيانگر خويش رفتند . بازار سوخته بود و اهل بازار و بازرگانان اردوگاه خاين ، از آنجا رفته بودند . و با بقيه كالا و اموال خويش كه نجات يافته بود بالاى شهر خبيث جاى گرفته بودند . از پيش به آنها گفته شده بود كه بيشتر مال التجاره و كالاى خويش را از اين بازار ببرند مبادا رخدادى همانند آنچه به روز دستيابى موفق به خانهء همدانى و سوختن اطراف آن بود ، براى آنها تكرار شود . پس از اين نبرد خبيث در سمت شرقى دجله نيز در كار حفر خندقها و كور كردن راهها چنان كرد كه در سمت غربى كرده بود . خندقى پهناور از حد جوى كور تا نهر غربى